تبلیغات
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

استحباب زیارت اربعین در روایات و گزارش هاى تاریخى

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام حسین (ع) و عاشورا، در آستان اهل بیت (ع)، مقالات وارده، 
برچسب ها : اربعین،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 آذر 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی

"زیارت اربعین نشانه مومن"

زیارت اربعین نشانه مومن

.



ادامه مطلب


نوع مطلب : امام حسین (ع) و عاشورا، زندگینامه معصومین علیهم السلام، در آستان اهل بیت (ع)، 
برچسب ها : مومن، مؤمن، اربعین،
لینک های مرتبط :
شنبه 7 آذر 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی



بسم الله الرحمن الرحیم

اهمیت مقا بله با جنگ نرم درمنطق امام حسین علیه السلام

 (قال لرجل : ایهما احب الیك رجل یروم قتل مسكین مومن

من ضعفاء شیعتنا تنقذه من یده ؟ وناصب یرید اضلال

مسكین مؤمن من ضعفاء شیعتنا تفتح علیه ما یمتنع به ،

ویقحمه ویكسره بحجج الله تعالی ؟ قال: بل انقاذ هذا المسكین

المؤمن من ید هذا الناصب. ان الله تعالی یقول: (ومن احیاها

فكانما احیا لناس  جمیعا -  ما ئده : 32).

ای ومن احیاها وارشدها من كفر الی ایمان فكانما احیا

 الناس جمیعا من قبل ان یقتلهم بسیوف الحدید) .

 

امام حسین علیه السلام به شخصی فرمود: 

از یك طرف مرد ستمگری می خواهد مسكینی

 ناتوان از شیعیان مارا بكشد ،  تو آن  ناتوان را

 از دست او نجات دهی؟. ازسوی دیگریكی از

 دشمنان ما اهل بیت می خواهد مؤمن ناتوانی از

 شیعیان ما را گمراه كند، توآن ناصبی  دشمن ما را

 با حجت های الهی شكست دهی ومحكوم كنی؟

از نظر تو نجات كدام بهتر است؟

حضرت خود فرمودند : بلكه نجات دادن آن مؤمن ناتوان  

از دست آن ناصبی گمراه كننده بهتر است ، خداوند می فرماید :

(من احیاها فكانما احیا الناس جمیعا ) (یعنی هركس انسانی را

نجات دهد مانند آنست كه تمام مردم را نجات  داده است).

یعنی هركس انسانی را با ارشاد از كفر به سوی ایمان

زنده كند مانند آنست كه تمام مردم را زنده كرده است ،


 ( پیش از آنكه آنان را با شمشیر بكشند ) .

بلاغه الحسین علیه السلام ص 274وبحارالانوار ج2ص9





نوع مطلب : امام حسین (ع) و عاشورا، در آستان اهل بیت (ع)، تقویم مناسبت های هجری قمری، 
برچسب ها : عاشورا، حدیث، روایت، اهمیت مقا بله با جنگ نرم، کربلا، امام حسین، حسین،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 مهر 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَا بْنَ فاطِمَةَ سَیِدَةِ نِساءِ العْالَمِینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَیكَ وَ عَلی الَأرواحِ الَّتِی حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَیكُمْ مِنْی جَمِیعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَیتُ وَ بَقِیَ الَّلیلِ وَ النَّهارُ یا اَبا عَبدِ اللِه،

زندگینامه :

دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسین ) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای  موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی .
و به این ترتیب نام پرعظمت "حسین " از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای  کشت ، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.
 


حسین (ع ) و پیامبر (ص )
از ولادت حسین بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ، به بزرگواری  و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی  خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، (8) قائم ایشان (امام زمان "عج ") می باشد.
انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری ، فرمود:
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) را به سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را، (10) آنان را می بویید و می بوسید. ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عین حال اعتراف می کند که : "رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های  خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است .
عالی ترین ، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله رسول گرامی  اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسین از من و من از (12) حسینم

حسین (ع ) با پدر
شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زیست . پدری که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی  نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام این مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ، مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید، و در جنگهای  "جمل "، "صفین " و "نهروان " شرکت و به این ترتیب ، از پدرش امیرالمؤمنین (ع ) و دین خدا حمایت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد.
در زمان حکومت عمر، امام حسین (ع ) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کرد که سخن می گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: "از منبر (14) پدرم فرود آی ....


امام حسین (ع ) با برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع )، به فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع )مامت و رهبری شیعیان به حسن بن علی (ع )، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع )، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) که دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع ) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتیها را تحمل نماید، امام حسین (ع ) شریک رنجهای برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین معاویه ، در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش را به بدگویی  نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود، امام حسین (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی  معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع ) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع ) پذیرا شد و به جایش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاویه (15) برآمد، و با بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .


امام حسین (ع ) در زمان معاویه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شیعیان به امام حسین (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده ، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی  و قوانین خداوند است ، و از این حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج می برد، ولی نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نیز وضعی مشابه او داشت .
امام حسین (ع ) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پیش از هر جنبش و حرکت مفیدی به قتلش می رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پیشه ساخت که اگر برمی خاست ، پیش از اقدام به دسیسه کشته می شد، و از این کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.
بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ، جز آن که گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی  که معاویه از مردم برای ولایت عهدی یزید، بیعت می گرفت ، حسین به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولی عهدی او را نپذیرفت و حتی گاهی  (16) سخنانی  تند به معاویه گفت و یا نامه ای کوبنده برای او نوشت .
معاویه هم در بیعت گرفتن برای یزید، به او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت ...


قیام حسینی
یزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند،و برای این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که برای من از حسین (ع ) بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم این خبر را به امام حسین (ع ) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود:
"انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل (17) یزید آن گاه که افرادی چون یزید، (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتی  ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام را خواند. (زیرا این گونه زمامدارها با نیروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بین می برند.)
امام حسین (ع ) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است ، اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ، و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین (ع ) که در مکه بسر می برد دعوت کردند تا به سوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل ، پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت کردند، و مسلم هم نامه ای  به امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) را لازم گزارش داد.
هر چند امام حسین (ع ) کوفیان را به خوبی می شناخت ، و بی وفایی  و بی دینی شان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد، و لیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند.
با این حال تا هشتم ذی حجه ، یعنی روزی  که همه مردم مکه عازم رفتن به "منی " بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت ، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است .
یزید که حرکت مسلم را به سوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود، ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) به کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهایی با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهید شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت ، و کار به جایی رسید که عده ای از همان کسانی که برای امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) از همان شبی که از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه اقامت گزید، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به اعلان می داشت که : "مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم .
و این مأموریتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص ) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پیشوایان پیشین اسلام ، شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسین (ع )، و خود امام حسین (ع ) به (19) رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذکر داده بود.
علم امامت می دانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد، ولی او کسی نبود که در برابر دستور آسمانی  و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، یا از اسارت خانواده اش واهمه ای  به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .
خبر "شهادت حسین (ع ) در کربلا" به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته ، از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع ) با آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش را در اذهان عامه تشدید کرد. بویژه که خود در طول راه می فرمود: "من کان باذلا فینا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.
هر کس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بیاید. و لذا در بعضی از دوستان این توهم پیش آمد که حضرتش را از این سفر منصرف سازند.
غافل از این که فرزند علی  بن ابی طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر، و از دیگران به وظیفه خویش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشید.
باری امام حسین (ع ) با همه این افکار و نظریه ها که اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد، و کوچکترین خللی در تصمیمش راه نیافت .
سرانجام ، رفت ، و شهادت را دریافت . نه خود تنها، بلکه با اصحاب و فرزندان که هر یک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و کشته شدند، و خونهایشان شنهای گرم دشت کربلا را لاله باران کرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقی مانده بسترهای  گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست ، و اساسا اسلام از بنی امیه و بنی امیه از اسلام جداست .
راستی هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند، و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوترانیهای او و عمالش را می شنیدند، چقدر از اسلام متنفر می شدند، زیرا اسلامی که خلیفه پیغمبرش یزید باشد، به راستی نیز تنفرآور است ... و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت را به گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم که در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید، هماره و همه جا دهان گشودند و فریاد زدند، و پرده زیبای  فریب را از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنی امیه برداشتند و ثابت کردند که یزید سگ باز وشرابخوار است ، هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریکه ای که او بر آن تکیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت حسینی را تکمیل کرد، طوفانی  در جانها برانگیختند، چنان که نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستی و رذالت و دناءت گردید و همه آرزوهای طلایی و شیطانیش چون نقش بر آب گشت . نگرشی  ژرف می خواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ، دوستان و شیعیانش ، و همه آنان که به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند، همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را، سالروز قیام و شهادتش را با سیاه پوشی  و عزاداری محترم می شمارند، و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز می دارند. پیشوایان مآل اندیش و معصوم ما، هماره به واقعه کربلا و به زنده داشتن آن عنایتی خاص داشتند.
غیر از این که خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند، در فضیلت عزاداری و محزون بودن برای آن بزرگوار، گفتارهای متعددی ایراد فرموده اند. ابوعماره گوید: "روزی به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم ، فرمود اشعاری در سوگواری حسین برای ما بخوان . وقتی شروع به خواندن نمودم صدای گریه حضرت برخاست ، من می خواندم و آن عزیز می گریست ، چندان که صدای گریه از خانه برخاست .
بعد از آن که اشعار را تمام کردم ، امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام (21) حسین (ع ) مطالبی بیان فرمود و نیز از آن جناب است که فرمود: "گریستن و بی تابی کردن در هیچ مصیبتی شایسته (22) نیست مگر در مصیبت حسین بن علی ، که ثواب و جزایی گرانمایه دارد.
باقرالعلوم ، امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم که یکی از اصحاب بزرگ او است فرمود: "به شیعیان ما بگویید که به زیارت مرقد حسین بروند، زیرا بر هر شخص باایمانی که (23) به امامت ما معترف است ، زیارت قبر اباعبدالله لازم می باشد.
امام صادق (ع ) می فرماید: "ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال . (24) همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر است .
زیرا که این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است که به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویی  روح را به سوی ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و فداکاریها پرواز می دهد. هر چند عزاداری و گریه بر مصایب حسین بن علی (ع )، و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیاری والا دارد، لکن باید دانست که نباید تنها به این زیارتها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد، بلکه همه این تظاهرات ، فلسفه دین داری ، فداکاری و حمایت از قوانین آسمانی را به ما گوشزد می نماید، و هدف هم جز این نیست ، و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینی آموختن انسانیت و خالی بودن دل از هر چه غیر از خداست می باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم ، هدف مقدس حسینی به فراموشی می گراید.


اخلاق و رفتار امام حسین (ع )
با نگاهی  اجمالی به 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجویی  حسین (ع )، درمی یابیم که هماره وقت او به پاکدامنی  و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهیم عمیقی والاتر از درک و دید ما گذشته است . اکنون مروری  کوتاه به زوایای زندگانی آن عزیز، که پیش روی ما است :
جنابش به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری  و حتی در آخرین شب (25) داشت . گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گزاشت .
زندگی دست از نیاز و دعا برنداشت ، و خوانده ایم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای خویش به خلوت بنشیند. و فرمود: "خدا می داند که من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم  (27) حضرتش بارها پیاده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثیر در کتاب "اسد الغابة " می نویسد: "کان الحسین رضی الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال (28) الخیر جمیعها. حسین (ع ) بسیار روزه می گرفت و نماز می گزارد و به حج می رفت و صدقه می داد و همه کارهای پسندیده را انجام می داد.
شخصیت حسین بن علی  (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتی با برادرش امام مجتبی (ع ) پیاده به کعبه می رفتند، همه بزرگان و شخصیتهای اسلامی به (29) احترامشان از مرکب پیاده شده ، همراه آنان راه می پیمودند.
احترامی که جامعه برای  حسین (ع ) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگی  می کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست - با جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ایمان بی تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و یاور مردم ساخته بود.
و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمی بستند، و حرم رسول الله (ص ) را برای او خلوت نمی کردند... این روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانیم :
روزی از محلی عبور می فرمود، عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی  می خوردند، امام حسین (ع ) می گذشت که تعارفش کردند و او هم پذیرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : "ان الله لا یحب المتکبرین "، خداوند متکبران را دوست نمی دارد. (30)
پس فرمود: "من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنید.
آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدین ترتیب پذیرایی گرمی  (31) هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند، از آنان به عمل آمد، و نیز درس تواضع و انسان دوستی را با عمل خویش به جامعه آموخت .
شعیب بن عبدالرحمن خزاعی  می گوید: "چون حسین بن علی (ع ) به شهادت رسید، بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده کردند، علتش را از امام زین العابدین (ع ) پرسیدند، فرمود این پینه ها اثر کیسه های  غذایی است که پدرم شبها به دوش می کشید و به خانه (32) زنهای  شوهرمرده و کودکان یتیم و فقرا می رسانید.
شدت علاقه امام حسین (ع ) را به دفاع از مظلوم و حمایت از ستم دیدگان می توان در داستان "ارینب وهمسرش عبدالله بن سلام " دریافت ، که اجمال و فشرده اش را در این جا متذکر می شویم : یزید به زمان ولایت عهدی ، با این که همه نوع وسایل شهوترانی و کام جویی و کامروایی از قبیل پول ، مقام ، کنیزان رقاصه و... در اختیار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوی شوهردار عفیفی دوخته بود.
پدرش معاویه به جای این که در برابر این رفتار زشت و ننگین عکس العمل کوبنده ای  نشان دهد، با حیله گری  و دروغ پردازی و فریبکاری ، مقدماتی فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش یزید بکشاند. حسین بن علی (ع ) از قضیه باخبر شد، در برابر این تصمیم زشت ایستاد و نقشه شوم معاویه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از یکی از قوانین اسلام ، زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدی و تجاوز یزید را از خانواده مسلمان و پاکیزه ای قطع نمود و با این کار همت و غیرت الهی اش را نمایان و علاقه مندی خود را به حفظ نوامیس جامعه مسلمانان ابراز داشت ، و این رفتار داستانی شد که در مفاخر آل علی (ع ) و دناءت و ستمگری بنی امیه ، برای همیشه در تاریخ به یادگار (33) ماند.
علائلی در کتاب "سمو المعنی " می نویسد:
"ما در تاریخ انسان به مردان بزرگی برخورد می کنیم که هر کدام در جبهه و جهتی  عظمت و بزرگی خویش را جهان گیر ساخته اند، یکی در شجاعت ، دیگری در زهد، آن دیگری در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگی امام حسین (ع ) حجم عظیمی است که ابعاد بی نهایتش هر یک مشخص کننده یک عظمت فراز تاریخ است ، گویا او جامع همه (34) والاییها و فرازمندیها است .
 آری ، مردی که وارث بی کرانگی  نبوت محمدی است ، مردی که وارث عظمت عدل و مروت پدری چون حضرت علی  (ع ) است و وارث جلال و درخشندگی فضیلت مادری چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضیلتهای خدایی نباشد. درود ما بر او باد که باید او را سمبل اعمال و کردارمان قرار دهیم .
امام حسین (ع ) و حکایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه یک بزرگ مرد تاریخ را برای ما مجسم می سازد، بلکه او با همه خویشتن ، آیینه تمام نمای فضیلتها، بزرگ منشیها، فداکاریها، جان بازیها، خداخواهیها وخداجوییها می باشد، او به تنهایی  می تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت را ضامن گردد. بودن و رفتنش ، معنویت و فضیلتهای انسان را ارجمند نمود.


پی نوشتها:

در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع ) اقوال دیگری هم گفته شده است ، ولی  (1)
ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم . ر. به . ک . اعلام الوری طبرسی ، ص .213
احتمال دارد منظور از اسما، دختر یزید بن سکن انصاری باشد. ر. به . ک . اعیان (2)
الشیعه ، جزء ,11 ص .167
امالی شیخ طوسی ، ج 1، ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ، و شبیر بر وزن حسین ، و مبشر بر وزن محسن ، نام پسران هارون (4)
بوده است و پیغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام
نامیده است - تاج العروس ، ج 3، ص ,389 این سه کلمه در زبان عبری همان معنی را
دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد - لسان العرب ، ج ,66 ص .60
معانی الاخبار، ص .57 (5)
در منابع اسلامی درباره عقیقه سفارش فراوان شده و برای سلامتی فرزند بسیار (6)
مؤثر دانسته شده است . ر. به . ک . وسائل الشیعه ، ج ,15 ص 143به بعد.
کافی ، ج 6، ص .33 (7)
مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 146- کمال الدین صدوق ، ص .152 (8)
سنن ترمذی ، ج 5، ص .323 (9)
ذخائر العقبی ، ص .122 (10)
الاصابه ، ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذی ، ج 5، ص 324- در این قسمت روایاتی که در کتابهای اهل تسنن آمده (12)
است نقل شد تا برای آنها هم سندیت داشته باشد.
الاصابه ، ج 1، ص .333 (13)
تذکرة الخواص ابن جوزی ، ص 34- الاصابه ، ج 1، ص ,333 آن طور که بعضی از (14)
مورخین گفته اند این موضوع تقریبا در سن ده سالگی امام حسین (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفید، ص .173 (15)
رجال کشی ، ص 94- کشف الغمة ، ج 2، ص .206 (16)
مقتل خوارزمی ، ج 1، ص 184- لهوف ، ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذیحجه مستحب است که حاجیها به "منی " بروند، و در آن زمان به (18)
این حکم استحبابی عمل می کردند، ولی در زمان ما مرسوم شده است که از روز هشتم
یکسره به عرفات می روند.
کامل الزیارات ، ص 68به بعد - مشیر الاحزان ، ص 9. (19)
لهوف ، ص .53 (20)
کامل الزیارات ، ص .105 (21)
کامل الزیارات ، ص .101 (22)
کامل الزیارات ، ص .121 (23)
کامل الزیارات ، ص .147 (24)
عقد الفرید، ج 3، ص .143 (25)
ارشاد مفید، ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3، ص 224- اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (27)
اسد الغابة ، ج 2، ص .20 (28)
ذکری  الحسین ، ج 1، ص ,152 به نقل از ریاض الجنان ، چاپ بمبک ی ، ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ، آیه .22 (30)
تفسیر عیاشی ، ج 2، ص .257 (31)
مناقب ، ج 2، ص .222 (32)
الامامة والسیاسة ، ج 1، ص 253به بعد. (33)
از کتاب سمو المعنی ، ص 104به بعد، نقل به معنی شده است . (34)




نوع مطلب :
برچسب ها : امام حسین، حسین،
لینک های مرتبط :
جمعه 10 مهر 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی


حجت الاسلام حاج شیخ علی آل کاظمی به دیار باقی شتافت

نماینده سابق مردم دلفان و سلسله در مجلس شورای اسلامی امروز به دلیل بیماری به دیار باقی شتافت.



زندگی نامه

حجت‌الاسلام‌والمسلمین شیخ علی آل‌كاظمی فرزند مرحوم آیت‌الله حاج شیخ فرج‌الله كاظمی در سال 1325 هجری شمسی در شهرستان هرسین متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی در مكتب‌خانه مرحوم شیخ حسن معلم,‌ در محضر مرحوم آیت‌الله والد به فراگرفتن صرف و نحو پرداخت و پس از یك سال تحصیل در حوزه علیمه كرمانشاه و یك سال در حوزه علیمه خرم‌آباد سال 1339 شمسی به حوزه علمیه قم مهاجرت نمود.( پیوست یک )

ادبیات را در محضر اساتید معروف آن زمان آیت‌الله آدینه وند و آیت‌الله فشاركی به پایان رساند سپس دروس فقه و اصول سطح را در محضر اساتید خود آیت‌الله صلواتی, آیت‌الله خزعلی, آیت‌الله سلطانی و آیت‌الله‌العظمی فاضل لنكرانی(ره) به پایان رساند و مدت شش سال در درس خارج فقه و اصول آیات عظام مرعشی نجفی, موسوی گلپایگانی و اراكی شركت نمود.( پیوست دو )

در سال 1345 پس از گذراندن یك دوره مباحث فقهی در محضر مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) با نوشتن رساله فقهی از تقریرات درس خارج ایشان به دریافت جایزه و تشویق از استاد خود نائل گردید.

سوابق مبارزاتی قبل از انقلاب

حجت‌الاسلام‌والمسلمین آل‌كاظمی از همان ابتدای شروع نهضت امام خمینی(ره) در حوزه علمیه قم پا به پای دیگر فضلا و روحانیون مبارز در این نهضت مقدس شركت نموده كه فهرست وار به گوشه‌ای از فعالیت‌های قبل از انقلاب اشاره می‌شود:

تنظیم و امضاء گرفتن و چاپ بیانیه‌های فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم

1- تهیه و تنظیم بیانیه‌های فضلاء و مدرسین حوزه علمیه قم و گرفتن امضاء و چاپ و تكثیر آنها كه بسیاری از این بیانیه‌ها در كتاب بررسی و تحلیل نهضت امام خمینی(ره) تألیف سید حمید روحانی چاپ شده است و امضای (علی كاظمی) در صفحات «876,884,888,902» این بیانیه‌ها وجود دارد.

وی در روزهای آغاز نهضت‏, خدمت امام خمینی(ره) می‌رسند و امام از ایشان می‌خواهند كه از علمای شهرستان‌ها بخواهید تا از نهضت اسلامی اعلام پشتیبانی كنند.

بدنبال این رهنمود به كرمانشاه, رفته جریان نهضت اسلامی امام را برای مرحوم آیت‌الله والد خود تشریح می‌كند و اظهار می‌دارد, امام از علمای بلاد استمداد كرده حمایت و اعلام پشتیبانی خواسته‌اند, مرحوم آیت‌الله كاظمی كه تازگی از بیمارستان به منزل آمده كسالت قلبی داشتند و بستگانش هر نوع خبر ناراحت كننده‌ای از حوادث قم را از ایشان پنهان كرده‌اند.

با شنیدن حوادث قم و آغاز نهضت اسلامی آهی از نهاد بركشیده و گفت: حیف كه من در این شرائط و كسالت بسر می‌برم, قلم و كاغذ خواست و متن تلگرافی مبنی بر اعلام حمایت از نهضت اسلامی و محكومیت رژیم و اعلام حمایت عشایر لرستان از مراجع تقلید قم و نهضت اسلامی تهیه و امضاء نمودند.

دونامه برای سران عشایر سلسله و دلفان نوشته و از آنان خواستند به پیام امام پاسخ داده و حمایت خود را از ایشان و نهضت اسلامی اعلام نمایند, حجت‌الاسلام‌والمسلمین آل‌كاظمی متن نامه امام به سران عشایر را از شهرستان نورآباد مخابره و متن آنرا در خرم‌آباد در چاپخانه دانش مخفیانه چاپ و در خرم‌آباد و قم و شهرستان‌ها منتشر می‌نمایند.

«نهضت دو ماهه تألیف استاد علی دوانی» ( پیوست چهار)

تهیه و تكثیر اعلامیه فضلای كرمانشاه و لرستان

تهیه و تنظیم و چاپ و تكثیر اعلامیه‌های فضلای كرمانشاهی و خرم‌آبادی مقیم حوزه علمیه قم در حمایت از امام خمینی(ره) كه به امضای وی و دیگر فضلاء و طلاب رسیده است «بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی(ره) ص805».

تنظیم و امضاء گرفتن اعلامیه علماء كرمانشاه:

تهیه متن بیانیه اعلام پشتیبانی علمای اعلام كرمانشاه «بررسی تحلیل از نهضت امام خمینی(ره) صفحه 382».

تكثیر نوار و چاپ و نشر بیانات و اعلامیه‌های امام:

چاپ سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های امام خمینی(ره) و تكثیر و نشر آن در قم و تهران و دیگر شهرستان‌ها از طریق طلاب شهرستانی مقیم حوزه علمیه قم, به خصوص در مناسبت‌های تبلیغی ماه مبارك رمضان و محرم و صفر.

چاپ و تكثیر تراكت‌ها در حجره:‌

6- چاپ و تكثیر تراكت‌ها و شعارها و گزیده‌هائی از بیانات امام خمینی(ره) در حجره مدرسه فیضیه به وسیله شیشه و مركب و استنسیل دستی و پخش آن در جلسات فیضیه و مسجد اعظم و غیره.

فعالیت در ماهنامه بعثت

تهیه اخبار و گزارش‌های نهضت و درج و چاپ و تكثیر آن در ماهنامه بعثت با همكاری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی, مرحوم حجت‌الاسلام علی حجتی كرمانی, حجت‌الاسلام دعائی, حجت‌الاسلام سید جعفر شبیری زنجانی, حجت‌الاسلام شیخ رضا شریفی گرگانی و حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی از دیگر فعالیت‌های این روحانی مبارز است كه در كتاب بررسی و تحلیل از نهضت امام خمینی(ره) ص623 به آن اشاره شده است.

ابلاغ پیام امام به مراجع تقلید در عراق:

از دیگر فعالیت‌های مبارزاتی وی سفر به عراق, از مرز قصرشیرین, به صورت قاچاق در سال 1341 به منظور زیارت اربعین و شركت در مراسم سالگرد مرحوم والد خود بود كه مأموریت رساندن سه نامه از طرف امام خمینی(ره) به مراجع تقلید حوزه علمیه نجف اشرف و كربلای معلی به منظور جلب همكاری آنان و ابلاغ پیام امام(ره) به مرحوم آیت‌الله سید محسن حكیم, مرحوم آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئی, مرحوم آیت‌الله سید محمد شیرازی را برعهده داشت كه در آن سفر اخبار نهضت اسلامی ایران به رهبری امام را با همكاری طلاب كربلائی در مطبوعات عراق و منعكس و به دیگر كشورهای اسلامی سرایت داد.

بازگشت از مأموریت عراق و توقیف و بازجوئی:

سال 1341 پس از انجام رسالت و مأموریتی كه امام به وی محول كرده بودند از طریق مرز آبی آبادان و با عبور از شط‌العرب, وارد روستای قصوره و سپس شهر آبادان شد كه در بین راه توسط مأمورین ژاندارمری آبادان مورد سوء ظن قرار گرفته مورد بازجوئی قرار گرفت و سپس از مشكلات فراوان وارد آبادان شده.

در شهربانی و ساواك قم:

استاد آل‌كاظمی در سال 1342 هجری شمسی پس از حادثه 15خرداد و باز داشت امام(ره) به علت اقدام به چاپ اعلامیه مجلس دعای توسل از طریق اطلاعات شهربانی قم بازداشت شده, پس از چند بار بازجوئی بوسیله رئیس اطلاعات وقت قم سپس از تشكیل پرونده به ساواك قم اعزام و از آنجا همراه مأمورین ساواك به ساواك تهران معرفی شد پس از چند شبانه روز بازداشت محكوم به اقامت اجباری در تهران تحت نظر ساواك قرار می‌گیرد, كه نام وی جزء بازداشت شدگان این ایام در كتاب نهضت تحلیلی امام آمده است: «صفحه 842 ج1 بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی(ره)».

برهم زدن مجلس نیایش برای رفع خطر از شاه

در سال 1342به مناسبت 15 بهمن سالروز رفع خطر از شاه در بیشتر مساجد و محلات كرمانشاه مجالسی برگزار شد, از جمله از طرف كلانتری بخش 6 اعلامیه‌ای چاپ می‌كنند كه از طرف اهالی مسجد ناصری به منظور رفع خطر از علیحضرت! مجلس نیایشی برگزار می‌شود, دعوتنامه برای استاندار و تمام مقامات استان ارسال شده بود.

حجت‌الاسلام آل‌كاظمی برای اقامه نماز ظهر وارد مسجد شد و با تعداد بسیاری میزو صندلی در گوشه مسجد مواجه شد, از خادم پرسید: مجلس ختمی هست؟ خادم گفت: نماز بخوان بعد از نماز خواهم گفت: خادم مسجد بعد از نماز اظهار داشت: شما كار نداشته باشید برای سلامتی شاه می‌خواهند مجلس بگیرند, اگر مخالفت كنید خطر است, وقتی متن اعلامیه‌ها را خواند نوشته شده بود این مجلس از طرف اهالی مسجد ناصری بر پا می‌شود,‌ به رئیس كلانتری گفت: شما چرا از طرف اهالی مسجد ناصری اعلامیه‌ای داده‌اید؟ اعلام می‌كردید از طرف كلانتری مجلس گرفته می‌شود, آنهم نه در مسجد بلكه در همان مكان كلانتری.

رئیس كلانتری گفت: دستور رئیس شهربانی است, به صلاح شما هم نیست اعتراض كنید, وی بلافاصله به شهربانی رفته مخالفت خود را با برپائی این مجلس اعلام می‌كند, رئیس شهربانی می‌گوید: دولت قدرت دارد و ما این مجلس را حتی با مخالفت شما خواهیم گرفت, وی اظهار می‌دارد پس اول مرا زندان كنید بعد مجلس بگیرند و گرنه من در جلسه پشت بلندگو اعلام خواهم كرد كه: این مجلس ربطی به مردم نداشته و رئیس شهربانی آنرا برپا كرده است, رئیس شهربانی دید زندان كردن وی هم مسئله ساز خواهد شد, با عصبانیت به رئیس كلانتری تلفن كرد و گفت: چرا در این مسجد نیایش گرفتند فورا صندلی‌ها را ببرید جای دیگر, این شیخ خیلی ناراحت است!

پس از این موفقیت آل‌كاظمی پله‌های شهربانی را دو تا دو تا به سرعت پائین آمد و به مؤمنین مسجد و خادم مژده برهم زدن مجلس را داد و همگی دست به دست هم داده فورا صندلی‌ها را بیرون مسجد ریختند و یك قفل بزرگ هم از بیرون روی مسجد زدند و هر كس سراغ كار خودش رفت.

در زندان شهربانی كرمانشاه:

سال 1342 پس از قائله كاپیتولاسیون و تبعید امام(ره) وی بدلیل امضاء و چاپ و پخش اعلامیه شدید اللحن طلاب و فضلای خرم‌آبادی مقیم حوزه علمیه قم در كرمانشاه بازداشت شده پس از بازجوئی مفصل در ساواك این شهر به دادگاه ارتش تحویل داده شد, از آنجا پس از صدور قرار بازداشت به زندان شهربانی كرمانشاه برده می‌شوند كه پس از دو ماه و نیم زندان آزاد می‌شود, در این زندان با ارشاد زندانیان موجب تحولاتی شده, زندانی‌ها به حمایت از امام با مخالفین امام درگیر و حوادث جالبی اتفاق می‌افتد.

در شهربانی و ساواك كرمانشاه:

در سال 1345 پس از ایراد یك سخنرانی تند در مسجد ناصری كرمانشاه و بیان مفاسد رژیم ستم شاهی و انتقاد از رشوه‌خواری كلانتری و مأمورین شهربانی, توسط مأمورین با دستبند به ساواك این شهرستان اعزام و پس از بازجوئی و پاره‌ای تذكرات و تهدیدات رئیس ساواك به دلیل اختلافاتی كه در آن برهه از زمان با شهربانی اظهار می‌دارد: می‌گوید قبول داریم شهربانی آلوده است و این پدر سوخته‌ها آبروی اعلیحضرت! را می‌برند و به خیالشان من نوكر پدرشان هستم, شما قول بده دیگر از این سخنرانی‌ها نكنی و بفرست یك نفر كاسب ضامن بیاید تا تو را با قید ضمانت آزاد كنیم.

دیدار امام در تبعیدگاه عراق و توقیف و بازجوئی در ساواك قصرشیرین به هنگام بازگشت:

سال 1344 كه امام خمینی(ره) از تركیه به عراق تبعید شد به منظور زیارت عتبات عالیات و دیدار با امام از طریق مرز خسروی به صورت قاچاق, شبانه و پس از برخورد با یك گروه سارق مسلح در نوار مرزی و فرار از چنگ آنان وارد عراق شده چند ماهی توفیق زیارت ائمه اطهار(ع) و دیدار امام(ره) و شركت در كلاس‌های درس ایشان و اقامه نماز جماعت پشت سر ایشان در پشت بام مدرسه مرحوم آیت‌الله بروجردی را یافت, با گرفتن برگ عبور از سفارت ایران تحت الحفظ وارد مرز خسروی شده وی را تحویل ساواك قصر شیرین می‌دهند, كه پس از یك بازجوئی مفصل و انگشت نگاری و گرفتن عكس و مشخصات و بازجوئی مفصل كه باشد منظوری عراق رفته؟ و چه رابطه‌ای با امام داشته‌ای؟ با ارائه اسم و مشخصات و نشانی جعلی از این معركه نیز جان سالم به در برده آزاد می‌شود.

افشاءگری مفاسد رژیم در آبدانان ایلام:

ایام عاشورای حسینی بود, یكی از بستگان آل‌كاظمی كه خود روحانی و امام جماعت در آبدانان بود ایشان را برای برگزاری مراسم محرم و ایراد سخنرانی دعوت می‌كند, در این بخش از شهرستان ایلام سرهنگ كبیری به عنوان نماینده تحمیلی و كاندیدای دربار به مجلس شورا رفته همه جا وابستگان خود را به عنوان شهردار و بخشدار گماشته بود, از جمله در آبدانان كسی را شهردار كرده بود كه با دلگرمی و حمایت وكیل درباری هر چه بودجه برای عمران و آبادانی آمده بود را حیف و میل كرده بود به طوری كه مردم از دست او به شدت عصبانی بودند و لذا آل‌كاظمی سخنرانی‌هائی را در رابطه با اهمیت حفظ بیت المال و دقت‌های امام علی(ع) در امر بیت المال ایراد می‌كرد و از حیف و میل بودجه‌های عمرانی به شدت انتقاد می‌كرد, سرانجام باز هم به مناسبت رفع خطر از ذات مملوكانه! بهانه‌ای برای برپائی یك جلسه نیایش بدست شهردار و ژاندارمری آبدانان فراهم شد و شب 11 محرم بود كه در مسجد اعلام كردند فردا به مناسبت خطر از ذات مبارك! مجلس نیایشی برقرار است و حاج آقا كاظمی هم سخنرانی خواهند داشت, كه یا ایشان مجبور به سخنرانی می‌شود كه هدف آنها همین بود و یا ایشان از سخنرانی خودداری می‌كند كه در این صورت بازداشت او حتمی خواهد بود, در چنین شرایطی در منزل مرحوم حجت‌الاسلام غضنفری میزبان تصمیم بر فرار شبانه از طریق كبیر كوه گرفته شد.

فردا در مسجد جلسه برگزار شد, شهردار و روسای ادارات حضور به هم رسانده, منتظر آمدن حاج آقا كاظمی شدند, حاج‌آقا دیر آمد فوراً دو نفر ژاندار می‌فرستند كه حاج آقا را به اجبار به مسجد بیاورند‏, مأمورین كه به منزل میزبان می‌روند, میزبان می‌گوید چون جلسات حاج آقا تمام شده بود, عجله داشتند و دیشب حركت كردند و به طرف قم رفتند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 شهریور 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی
سه شنبه 19 خرداد 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم :

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَز َّوَ جَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه‏ُ فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛
 

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزاید و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج93 ، ص340 - فضایل الاشهر الثلاثه ص95






نوع مطلب : تقویم مناسبت های هجری قمری، 
برچسب ها : مناسبت، رمضان،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 خرداد 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی


نگارش :علی آ ل کاظمی
درضیافت های معمولی ازمیهمانان باانواع واقسام غذا های لذیذ ونوشابه های
گوارا پذیرایی می کنند، وامکانات استراحت جسم میهمانان وهرنوع لذت های
مادی و جسمانی فراهم می شود.
امّا درماه رمضان، ....


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات آل کاظمی، 
برچسب ها : ضیافت الهی، رمضان، روزه، صیام،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 17 خرداد 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی
گزارشی از تاکید ائمه(ع) بر احیای نیمه شعبان نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
  گزارشی از تاکید ائمه(ع) بر احیای نیمه شعباندر شب ولادت منتهی الامال جمیع اولیاء وآخرین نجات دهنده بشریت، حضرت ولی عصر(عج) به خود آییم و اگر هیچ زمان دیگری به یاد آقا و مولایمان نیستیم، حداقل با احیای این شب، از صمیم قلب برای تعجیل در فرجش دست به دعا برداریم.   

براساس روایات اهل بیت(ع) شب نیمه شعبان بعد از شب قدر، با فضیلت ترین شب هاست و نبی مکرم اسلام(ص) و ائمه معصوم(ع) بر احیای این شب پر خیر و برکت تاکید فراوانی فرموده اند. در اثبات این ادعا نیز می توان به روایتی از امیرالمومنین(ع) که آن را از پیامبر اعظم(ص) محمد مصطفی(ص) نقل کرده اند، استناد کرد. "علی علیه السلام عن رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:‏ إِذَا كَانَ لَیْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ‏ فَقُومُوا لَیْلَهَا وَ صُومُوا نَهَارَهَا فَإِنَّ اللَّهَ ...یَقُولُ أَ لَا مُسْتَغْفِرٍ فَاغْفِرْ لَهُ أَ لَا مسترزق فأرزقه حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْر/ امام علی علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کردند که فرمودند: شب نیمه شعبان را احیاء بدارید و روز نیمه شعبان روزه بگیرید که خداوند در این شبانه روز می فرماید آیا توبه کننده ای هست تا توبه او را بپذیرم آیا فردی طلب روزی دارد تا او را بی نیاز کنم(اقبال الاعمال: ج3 ص323)



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : رمضان، شعبان،
لینک های مرتبط :
جمعه 8 خرداد 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی
  شعبان علاوه بر آنکه خداوند آن را گرامی داشته شاهد اتفاقاتی وقایع تاریخی از تولد حماسه‌سازان کربلا گرفته تا میلاد منجی عالم بشریت را در خود جای داده است. 

 ضمن تبریک فرارسیدن شعبان المعظم وقایع اتفاقیه را تقدیم می‌گردد.

*دوم  شعبان

*آغاز وجوب روزه


در این روز در سال دوم هجرى روزه ماه مبارك رمضان واجب شد.


*مرگ معتز عباسى

در این روز در سال 255 ه‍ معتز بالله به درك واصل شد. نام او زبیر یا محمد بود كه بعد از پسر عمویش مستعین به خلافت رسید. از بزرگترین جرائم او این بود كه امام هادى (علیه السلام ) را به شهادت رساند؛ و از سویی چون ترس آن داشت كه مؤ ید بر ضد او قیام كند او را در لحاف مسموم پیچید و دو طرف آن را بست تا در 23 رجب مرد

*ولادت امام حسین (علیه السلام )

در این روز در سال 4 ه‍ آقاى شهیدان و سرور و سالار شیعیان و دلباختگان  ، امام زاهد عباد، شهید غریب ، عطشان نینوا حضرت ابا عبدالله الحسین الشهید (علیه السلام ) عالم را به نور خود منور فرمود.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : ماه شعبان، مناسبت،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی
ماه شعبان ماه عاشقی و نزدیکی است ماه رجعت به اصالت «خودی» و رهیدن از غبار «بیخودی» و سکنی گزیدن در ساحل امن عبودیت از موجاموج دریای پرخطر گناهان ابراندود در آسمان دل است. 

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : ماه شعبان، شعبان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی
« خلیفه پنجم »

امام پنجم ومعصوم هفتم

نام : محمد .



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه معصومین علیهم السلام، 
برچسب ها : معصومین،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی


به دستور امام باقر علیه السلام اولین سکه ی اسلامی ضرب شد


ادامه مطلب


نوع مطلب : در آستان اهل بیت (ع)، 
برچسب ها : امام باقر، امام محمد باقر،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی

بسم الله الرحمن الرحیم

لیله الرغائب  چه شبی است ؟ شب اولین جمعه ی ماه رجب، لیله الرغائب است

وبنا به نقل سید بن طاوس ( ره ) دراقبال ، دراین شب از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خواندن 12 رکعت نماز وارد شده است که هر دورکعت بایک سلام است،بهتر است روز پنجشنبه را روزه گرفته ، شب جمعه بین نماز مغرب وعشاء این 12 رکعت را با این کیفیت بخواند :



ادامه مطلب


نوع مطلب : اعمال مستحب، 
برچسب ها : لیله الرغائب، ماه رجب، اعمال ماه رجب، علی بن الحسین علیه السلام، سیدبن طاوس، پیامبر اکرم، مناسبت،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی
عمل "ام داوود"
نیمه ماه رجب که در آن  عمل ام داوود وارد شده است یکی از روزهایی است که معمولا اعتکاف کنندگان که حاجت دارند در روز پانزدهم بعد از نماز عصر انجام می دهند و  در مورد آن از سوی ائمه سفارش های بسیار شده است.

ادامه مطلب


نوع مطلب : اعمال مستحب، 
برچسب ها : عمل امّ داوود، مناسبت،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 فروردین 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی

 1 رجب

 تولد امام باقر(ع)

 

 

 3 رجب

 

 شهادت امام علی النقی(ع)

 

0 1 رجب

 تولد امام محمد التقی(ع)

 

 

 9 یا 10 رجب

 تولد حضرت علی اصغر(ع)

 

 

13 رجب

 تولد امیرالمومنین علی (ع)

 

 تعطیل رسمی

 15رجب

 

 وفات حضرت زینب (س)

 

 25 رجب

 

 شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع)

 

27 رجب

 

 عید مبعث رسول گرامی اسلام

 تعطیل رسمی

3 شعبان

 تولد امام حسین(ع)

 

 تعطیل رسمی

4 شعبان

 تولد حضرت ابوالفضل (ع)

 

 

 5 شعبان

 تولد امام زین العابدین(ع)

 

 

 15 شعبان

 تولد حضرت مهدی صاحب الزمان(ع)

 

 تعطیل رسمی

30 شعبان

 تولد حضرت زینب(س)

 

 























نوع مطلب : تقویم مناسبت های هجری قمری، 
برچسب ها : مناسبت قمری، مناسبت،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 فروردین 1394 :: نویسنده : علی آل کاظمی



«خلیفه سوم» :

امام سوم ومعصوم پنجم

نام:حسین .

«خلیفه سوم» :

امام سوم ومعصوم پنجم

نام:حسین .

کنیه : ابو عبدالله .

لقب : سیدالشهداء ، سید شباب اهل الجنه ، سبط النبی ،

مبارک و...

نام پدر : علی بن ابی طالب علیه السلام .

نام مادر: فاطمه زهراء دخت پیامبر سلام الله علیها .

ولادت : سوم شعبان سال سوم یا چهارم هجری.

محل ولادت: مدینه منوره .

شهادت :دهم محرم الحرام سال 61 هجری « روز

عاشوراء ».

محل شهادت ومدفن : کربلای معلی .

مدت عمر : پنجاو هفت یا پنجاه هشت سال .

اولاد : شش فرزند به این شرح : 1علی بن الحسین

که مادرش شاه زنان دختر یزدگرد شاه ایران بود.2

علی اکبرکه درکربلا شهید شدو مادرش لیلی دختر

ابی مره بود 3 جعفربن الحسین که درکوکی درمدینه

فوت کرد 4 علی اصغر که طفلی شیر خوار بود ودر

کربلا روی دست پدر به شهادتش رساندند 5 سَکینه

دختر رباب دختر امرالقیس 6 فاطمه بنت الحسین

که مادرش ام اسحق بود «ارشاد مفید ج2 ص491 » .





نوع مطلب :
برچسب ها : امام حسین،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 مهر 1393 :: نویسنده : علی آل کاظمی
         

 گعده‌ای صمیمی با مرحوم استاد آدینه وند + تصاویر  

  وقتی کوچه‌های تنگ و باریک محله امامزادهابراهیم قم را طی می‌کردیم و به درب منزل این استاد فرزانه رسیدیم ناخودآگاه به مرور حکایات عالمان سلف حوزه قویم پرداختیم که در سخت‌‌ترین شرایط رسالت خطیر فرهنگی خویش را ایفا نمودند. 

 

استاد محمدرضا آدینه‌وند، یکی از گنج‌‌های مکنون ادبیات عرب در روزگار ماست که سالیانی چند از محضر علمای نامدار حوزه کسب فیض نموده و با خروش قلم فیاض خویش و تحلیل ادبی آیات کریمه کلام الهی با تالیف کتاب گرانسنگ (کلمة ‌الله هی العلیا) جرعه‌های علوم و معارف اهل‌بیت(ع) را به تشنگان این کوثر زلال تقدیم کرده است.

هنوز خود را طلبه‌ای ساده می‌داند، بی‌تکلف سخن می‌گوید، اشعار الفیه را هم چون قدما موزون می‌خواند، گرچه بسیاری از مسئولان شاگرد او بوده‌اند، اما بی‌تمنا پس از سال‌ها تلاش خستگی‌ناپذیر در گوشه‌ای به خدمت مشغول است.

چهارشنبه 28 فروردین هیئتی از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با این استاد گرانمایه دیدار و گفتگو کردند:

خبرگزاری حوزه بخش‌هایی از این گعده صمیمی را تقدیم می‌کند

*آغاز راه

سال 1322 مرحوم آیت‌الله حاج شیخ فرج‌الله کاظمی موموندی(ره) جهت تبلیغ معارف اسلامی به کوهدشت آمدند و مورد استقبال گرم مردم شریف لرستان قرار گرفتند، مردم بسیار خوشحال شدند و استفاده‌های معنوی و تبلیغی فراوانی از آن مرحوم بردند، بنده هم درکوهدشت درس می‌خواندم، یک روز که مادرم به شهر آمده بود تا احوال مرا بپرسد، مرحوم آیت‌الله کاظمی نیز در کوهدشت بودند، من قرآن را خوب می‌خواندم، وقتی محضر آقا شرفیاب شدم و برای او قرآن خواندم تعجب کرد و ضمن تشویق، یک جلد قرآن به من مرحمت فرمود و همین امر باعث شد که هر وقت به کوهدشت تشریف فرما شوند خدمتشان برسم.

خیلی دوست داشتم همواره ملازم ایشان باشم، عرض کردم می‌‌خواهم در محضرتان باشم، استخاره کرد، اما خوب نیامد فرمود، فعلاً صلاح نیست همراه من باشید، عرض کردم انشاء‌الله سال بعد خدمتتان خواهم رسید.

از زمانی که با ما خداحافظی کرد، شبانه روز به فکر طلبه شدن بودم در منزلی که درس می خواندم، یک معراج‌السعاده بود و به مطالعه آن پرداختم و از خواندن آن لذت می‌بردم، تا اینکه با ارشادات این عالم ربانی خداوند تفضلی فرمود و وارد حوزه علمیه شدم.

*60 سال تدریس در حوزه

پس از یک سال حضور در حوزه قم، مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی ارزیابی علمی از من نمود و سئوال‌هایی را از ادبیات عرب پرسیدند و من نیز با تسلط آنها را پاسخ گفتم.

بعد از پاسخ کامل به آن سئوالات، مرحوم آیت الله بروجردی به من دستور دادند که برای طلاب ادبیات و منطق تدریس کنم و این گونه شد که در سال دوم حضور خود در قم، تدریس را شروع کردم و 60 سال توفیق داشتم تا این امر خطیر را ادامه دهم.

به موازات سیوطی، دروس مطول، حاشیه و شمسیه را نیز به طلاب می گفتم: افتخار دیگر من در حوزه، مأنوس بودن با قرآن کریم است. قرآن را با صوت و بدون صوت در محافل عمومی قرائت می­کردم و این فن را به دیگر طلاب نیز می­آموختم.

*تلمذ در محضر آیت الله العظمی بروجردی و امام(ره)

آیات عظام بروجردی، امام خمینی(ره) و گلپایگانی اساتید بنام بنده بودند، تسلط من در ادبیات عرب تا آن جا ادامه پیدا کرد که نامه­ای را به عربی برای مرحوم آیت الله بروجردی نوشتم، ایشان از فصاحت و زیبایی تحریر آن تعجب نمودند و آیت­الله­العظمی گلپایگانی نیز به دفعات من را امتحان علمی نمود که باعث شگفتی ایشان شدم.

این استاد پیشکسوت حوزه در حالی که با اشتیاق فراوان و توصیف ناپذیر خود، الفیه­ ابن مالک را از حفظ قرائت می­کرد، یادآور شد: تسلط من در ادبیات عرب به اندازه‌ای بود که برخی از علمای آن زمان قم، اشکالات ادبی خود را از من می­پرسیدند.

*خاطره‌ای از امام(ره)

روزی مرحوم امام(ره) و آقازاده ایشان، حاج آقا مصطفی در صرف کلمه " اُناسی" اختلاف کردند. امام فرمود که "بروید قاضی را بیاورید"، مقصود امام(ره) از قاضی، من بودم. در پاسخ به این سئوال، جانب امام(ره) را گرفتم که "اُناسی" جمع منتهی ­الجموع انسان است که همان حرف مرحوم امام بود و آقا مصطفی نیز با اعتمادی که به من داشت، حرفم را قبول نمود.

*تالیفی ماندگار

قرآن را در قالب کتابی با عنوان"کلمة ­الله هی العلیا" تجزیه و ترکیب کردم که به دستور مقام معظم رهبری در شش جلد انتشار یافت این کتاب، شامل آراء و نظرات صاحب نظران صرفی و نحوی است.

"سیمای توحید" از دیگر تألیفات بنده است، سفارش من به طلاب این است که دروس حوزه، به خصوص دروس مقدماتی یعنی تجزیه و ترکیب را قوی بیاموزند تا آینده درخشانی داشته باشند.

گفتنی است، کنگره نکوداشت استاد آدینه­وند به منظور تجلیل از تلاش­ها و مجاهدت های علمی این استاد پیشکسوت حوزه، روز 12 اردیبهشت ماه امسال در شهرستان کوهدشت استان لرستان برگزار خواهد شد.

انتهای پیام 313/14

 





نوع مطلب :
برچسب ها : آیت‌الله حاج شیخ فرج‌الله کاظمی موموندی(ره)، استاد آدینه وند،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 مهر 1393 :: نویسنده : علی آل کاظمی


( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

سایت پژوهشی حجة الاسلام والمسلمین استاد محقق علی آل کاظمی
مدیر وبلاگ : علی آل کاظمی
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



در این وبلاگ
در كل اینترنت
====== ===== ======= ===== =====